جان من تا کی برای دیگران زحمت کشید؟یا به دشمن کار کرد و رنج بی قیمت کشیددست و پا معیوب شد، قوت و نیرو هم تمامبا ضرر بستیم عهد و روز و شب محنت کشیداثر عطاالله حبیب یار ۱۴۰۲/۵/۲۷
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۲/۰۵/۲۷ ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ توسط عطاالله (حبیب یار)
|
خسته ام از جور و ظلم روز گارمیرسد بر ما مصیبت بار باراز وطن دور و ز دوستان همچنانآب و نان در کام ما چون زهرمارهر قدر کوشش ، درها کل بسته شدرفت از ما طاقت و صبر و وقارتا بکی ماتم ، غم و محنت ، فراق؟تا کی اشک و سوز و چشم انتظارروز از روز و شب با شب بد تر استکوه غربت ، کیسه خالی ، درد هزارای نفس صبر و تحمل با تلاشتا مگر روزی بینیم خوش بهارحبیب یار از یار غافل اینچنینتوبه باید کرد هر روز بیشمار
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۴ ساعت ۶:۴۷ ب.ظ توسط عطاالله (حبیب یار)
|